خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از عراقی، شادی و آرامش را در نوازش و توجه یار توصیف می‌کند. شاعر از درمان دردها، دیدار یار، و پایان فراق سخن می‌گوید و هر یک از این لحظات را با عبارت «زهی دولت» ستایش می‌کند.

مفاهیم عرفانی و عاشقانهٔ عمیق در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۴۲ - مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت

مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت
وگر درمان من سازد، زهی دولت زهی دولت ۱

ور از لطف و کرم یک ره درآید از درم ناگه
ز رخ برقع براندازد، زهی دولت زهی دولت ۲

دل زار من پر غم نبوده یک نفس خرم
گر از محنت بپردازد، زهی دولت زهی دولت ۳

فراق یار بی‌رحمت مرا در بوتهٔ زحمت
گر از این بیش نگدازد، زهی دولت زهی دولت ۴

چنینم زار نگذارد ، به تیماریم یاد آرد
ورم از لطف بنوازد، زهی دولت زهی دولت ۵

ور از کوی فراموشان فراقش رخت بربندد
وصالش رخت در بازد، زهی دولت زهی دولت ۶

و گر با لطف خود گوید: عراقی را بده کامی
که جان خسته دربازد، زهی دولت زهی دولت ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱ - باز هجر یار دامانم گرفت
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.