خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف معشوق و تأثیر عمیق او بر جان و دل شاعر می‌پردازد. عناصری مانند گلستان، زلف، لعل لب، و می‌های روح‌افزا به‌کار رفته‌اند تا زیبایی و جذبه‌ی معشوق را نشان دهند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۲۱ - ای بوستان عارض تو گلستان جان

ای بوستان عارض تو گلستان جان
چشم تو عین مستی و جسم تو جان جان

زلف تو دستگیر دل و پای بند عقل
لعل تو جانفزای تن و دلستان جان

مهر رخ تو مشتری آسمان حسن
یاد لب تو بدرقهٔ کاروان جان

بر سر نیامدست سیاهی بپر دلی
چون آن دو زلف قلب شکن در جهان جان

ز آندم که رفت نام لبت بر زبان من
طعم شکر نمی‌رودم از دهان جان

گوید خیال آن لب جانبخش دلفریب
هر لحظه با دلم سخنی از زبان جان

آن زلف همچو دال ببین بر کنار دل
و آن قد چون الف بنگر در میان جان

خواجو مباش خالی از آن می که خرمست
از رنگ و بوی او چمن و بوستان جان

زان لعل آتشین قدحی نوش کن که هست
نار دل شکسته و آب روان جان
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۲۰ - نرگس مستت فتنهٔ مستان
گوهر بعدی:غزل ۷۲۲ - ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.