خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شوریدگی سخن میگوید و آرزو میکند تا قید و بندهای جهان را بشکند و به آزادی برسد. او از شکستن محدودیتهای هستی، مانند چرخ فلک و قوانین طبیعت، سخن میگوید و عشق را به عنوان نیرویی توانمند برای رسیدن به این آرزوها میستاید. در پایان، شاعر از توبه و ریاکاری بیزار است و خواهان شرابی است تا توبه را یکسره بشکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شوریدگی عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و شکستن توبه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۶۶۵ - گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
بازار کارخانهٔ اسرار بشکنم
بر بام هفت قلعهٔ گردون علم زنم
دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم
در هم کشم طناب سراپرده کبود
بند و طلسم گنبد دوار بشکنم
منجوق چتر خسرو سیاره بفکنم
قلب سپاه کوکب سیار بشکنم
گر پای ازین دوایر کحلی برون نهم
چون نقطه پایدارم و پرگار بشکنم
بر اوج این نشیمن سبز آشیان پرم
نسرین چرخ را پر و منقار بشکنم
بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
ناموس این حدیقهٔ انوار بشکنم
تا کی طریق توبه و سالوس و معرفت
جامی بده که توبه بیکبار بشکنم
خواجو بیا که نیم شب از بهر جرعهئی
زنجیر و قفل خانه خمار بشکنم
بازار کارخانهٔ اسرار بشکنم
بر بام هفت قلعهٔ گردون علم زنم
دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم
در هم کشم طناب سراپرده کبود
بند و طلسم گنبد دوار بشکنم
منجوق چتر خسرو سیاره بفکنم
قلب سپاه کوکب سیار بشکنم
گر پای ازین دوایر کحلی برون نهم
چون نقطه پایدارم و پرگار بشکنم
بر اوج این نشیمن سبز آشیان پرم
نسرین چرخ را پر و منقار بشکنم
بفروزم از چراغ روان شمع عشق را
ناموس این حدیقهٔ انوار بشکنم
تا کی طریق توبه و سالوس و معرفت
جامی بده که توبه بیکبار بشکنم
خواجو بیا که نیم شب از بهر جرعهئی
زنجیر و قفل خانه خمار بشکنم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۴ - من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم
گوهر بعدی:غزل ۶۶۶ - ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.