خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دیوانگی سخن می‌گوید. شاعر از احساسات پرشور خود نسبت به معشوق، دوری از آشنایان، و دیوانگی ناشی از عشق می‌نویسد. او از تشبیهات مختلف مانند پروانه دور شمع و جستجوی گنج در ویرانه‌ها استفاده می‌کند تا عمق احساسات خود را بیان کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دیوانگی و درد عشق نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۶۴۱ - عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم

عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم
جان غمگین در پی جانانه می‌گرداندم

آشنائی از چه رویم دور می‌دارد ز خویش
چون ز خویش و آشنا بیگانه می‌گرداندم

ترک رومی روی زنگی موی تازی گوی من
هندوی آن نرگس ترکانه می‌گرداندم

بسکه می‌ترساند از زنجیر و پندم می‌دهد
عاقل بسیار گو دیوانه می‌گرداندم

دانهٔ خالش که بر نزدیک دام افتاده است
با چنان دامی اسیر دانه می‌گرداندم

آتش دل هر شبی دلخسته و پر سوخته
گرد شمع روش چون پروانه می‌گرداندم

آرزوی گنج بین کز غایت دیوانگی
روز و شب در کنج هر ویرانه می‌گرداندم

با خرد پیمان من بیزاری از پیمانه بود
ویندم از پیمان غم پیمانه می‌گرداندم

من بشعر افسانه بودم لیکن این ساعت بسحر
نرگس افسونگرش افسانه می‌گرداندم

اشتیاق لعل گوهر پاش او در بحر خون
همچو خواجو از پی دردانه می‌گرداندم
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۰ - می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم
گوهر بعدی:غزل ۶۴۲ - گر می‌کشندم ور می‌کشندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.