خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که با او سخن بگوید و رازهای دلش را بازگو کند. او از شبهای گذشته و آرزوهایش میگوید و از معشوق میخواهد که پیام وصل را به او برساند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۸۶۳ - یک سخن زان لعل خاموشم بگوی
یک سخن زان لعل خاموشم بگوی
نکتهای شیرینتر از نوشم بگوی ۱
بر دهانم نه لب و سری که هست
از زبان خویش در گوشم بگوی ۲
امشبم چون دوش بودن آرزوست
از چه میداری شب دوشم؟ بگوی ۳
هوش من در گفتن شیرین تست
تا نباید رفتن از هوشم بگوی ۴
دیشبم پوشیده گفتی: سر بیار
این سخن بییار سر پوشم بگوی ۵
با دل مجنون من پیغام وصل
پیش از آن کز هجر برجوشم بگوی ۶
اوحدی، با چشم مستش حال من
گر نکردستی فراموشم بگوی ۷
نکتهای شیرینتر از نوشم بگوی ۱
بر دهانم نه لب و سری که هست
از زبان خویش در گوشم بگوی ۲
امشبم چون دوش بودن آرزوست
از چه میداری شب دوشم؟ بگوی ۳
هوش من در گفتن شیرین تست
تا نباید رفتن از هوشم بگوی ۴
دیشبم پوشیده گفتی: سر بیار
این سخن بییار سر پوشم بگوی ۵
با دل مجنون من پیغام وصل
پیش از آن کز هجر برجوشم بگوی ۶
اوحدی، با چشم مستش حال من
گر نکردستی فراموشم بگوی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۲ - ترا گذاشته بودم که کار ساز شوی
گوهر بعدی:غزل ۸۶۴ - دلا، زین بدایت چه دیدی؟ بگوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.