خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که دربارهٔ دوری از دنیا و فریبندگیهای آن، اهمیت حفظ رازها، و ضرورت احتیاط در روابط اجتماعی صحبت میکند. شاعر توصیه میکند که از حرص و طمع دوری کرده و به جایگاه والای معنوی برسیم.
مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی موجود در متن نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دوری از دنیا و فریبندگیهای آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۸۶۲ - ترا گذاشته بودم که کار ساز شوی
ترا گذاشته بودم که کار ساز شوی
چو کار ساخته باشی به خانه باز شوی ۱
به گرد خاطرت اکنون خود آن نمیگردد
که هیچ پیش رفیقان خود فراز شوی ۲
ز دوستان که تو در شهر خود رها کردی
گمان نبود که زینگونه بینیاز شوی ۳
تو در دیار خود از خسروان مملکتی
رهامکن که: به کلی اسیر آز شوی ۴
درین حدیقه بسی رازهای پنهانیست
به کوش تا مگر از محرمان راز شوی ۵
زنیست صورت دنیا، مهل که دست طمع
به دامن تو رساند، که بینماز شوی ۶
حضور خلق نباشد ز فتنهای خالی
درین میانه سزد گر به احتراز شوی ۷
چو زاد آن مقر اینجا به دست باید کرد
تو هیچ راه نیابی چو بیجواز شوی ۸
چو اوحدی ز جهان دست حرص کن کوته
که وقت شد که در آن منزل دراز شوی ۹
چو کار ساخته باشی به خانه باز شوی ۱
به گرد خاطرت اکنون خود آن نمیگردد
که هیچ پیش رفیقان خود فراز شوی ۲
ز دوستان که تو در شهر خود رها کردی
گمان نبود که زینگونه بینیاز شوی ۳
تو در دیار خود از خسروان مملکتی
رهامکن که: به کلی اسیر آز شوی ۴
درین حدیقه بسی رازهای پنهانیست
به کوش تا مگر از محرمان راز شوی ۵
زنیست صورت دنیا، مهل که دست طمع
به دامن تو رساند، که بینماز شوی ۶
حضور خلق نباشد ز فتنهای خالی
درین میانه سزد گر به احتراز شوی ۷
چو زاد آن مقر اینجا به دست باید کرد
تو هیچ راه نیابی چو بیجواز شوی ۸
چو اوحدی ز جهان دست حرص کن کوته
که وقت شد که در آن منزل دراز شوی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۱ - تو در شهری و ما محروم از آن روی
گوهر بعدی:غزل ۸۶۳ - یک سخن زان لعل خاموشم بگوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.