خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر عشق و دل‌بستگی شدید شاعر به معشوق است. شاعر از دردها و رنج‌های ناشی از این عشق پنهانی سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که بازگردد. او همچنین از پشیمانی و ویرانی‌هایی که این عشق به بار آورده است، شکایت می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیده‌تر شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۸۳۴ - ای هر سر مویت را رویی به پریشانی

ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
صد روی خراشیده موی تو به پیشانی ۱

در سینه نهان کردم سودای تو مه، لیکن
بس درد که برخیزد زین آتش پنهانی ۲

آن دیگ نبایستی پختن به نیستانها
اکنون که برفت آتش، با دست پشیمانی ۳

انکار مکن ما را گر بی‌سر و پا بینی
کین کار هم از اول سر داشت به ویرانی ۴

ای یار پری پیکر، دیوانه شدیم از تو
باز آی، که صد نوبت کردیم پری خوانی ۵

یک روز نمی‌آیی، تا در غم خود بینی
صد خانهٔ چون دوزخ، صد دیدهٔ چون خانی ۶

جوری که تو، ای کافر، کردی و پسندیدی
گر بر تو کنم گویی: ای وای مسلمانی! ۷

زینسان که سراسیمه گشت اوحدی از مهرت
او باز کجا دارد دست از تو به آسانی؟ ۸

در وصف تو دیوانی از شعر چو پر کرد او
پر بر تو کند دعوی از شرعی و دیوانی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳۳ - سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
گوهر بعدی:غزل ۸۳۵ - باز دوشم ز راه مهمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.