خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر عشق و ستایش خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او معشوق را بیهمتا و بینظیر میداند و تأکید میکند که هیچ چیز در عالم بدون یاد او ارزشی ندارد. شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تنها او را میستاید و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۷۳۳ - ای شهر شگرفان را غیر از تو امیری نه
ای شهر شگرفان را غیر از تو امیری نه
بییاد تو در عالم ذهنی و ضمیری نه ۱
شهری به مراد تو گردیده مرید، آنگه
این جمله مریدان را جز عشق تو پیری نه ۲
من نامه نبشتن را دربسته میان، لیکن
خود لایق این معنی در شهر دبیری نه ۳
خلقی به خیال تو، مشتاق جمال تو
وز صورت حال تو داننده خبیری نه ۴
جز روی تو در عالم من خوب نمیدانم
ای از همه خوبانت مثلی و نظیری نه ۵
تا غمزهٔ شوخت را دیدم، ز دلم دایم
خون میچکد و در وی پیکانی و تیری نه ۶
گشت اوحدی از مهرت خشنود به درویشی
وانگاه به غیر از تو رویش به امیری نه ۷
بییاد تو در عالم ذهنی و ضمیری نه ۱
شهری به مراد تو گردیده مرید، آنگه
این جمله مریدان را جز عشق تو پیری نه ۲
من نامه نبشتن را دربسته میان، لیکن
خود لایق این معنی در شهر دبیری نه ۳
خلقی به خیال تو، مشتاق جمال تو
وز صورت حال تو داننده خبیری نه ۴
جز روی تو در عالم من خوب نمیدانم
ای از همه خوبانت مثلی و نظیری نه ۵
تا غمزهٔ شوخت را دیدم، ز دلم دایم
خون میچکد و در وی پیکانی و تیری نه ۶
گشت اوحدی از مهرت خشنود به درویشی
وانگاه به غیر از تو رویش به امیری نه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۲ - ای در غم عشقت مرا اندیشهٔ بهبود نه
گوهر بعدی:غزل ۷۳۴ - آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.