خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانهای است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او زیباییهای معشوق را توصیف کرده و از درد و رنج عشق و دوری از او مینالد. شاعر همچنین از امید به وصال و نزدیکی به معشوق سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۶۷۲ - ای ترک، دل ما را خوشدار به جان تو
ای ترک، دل ما را خوشدار به جان تو
مگذار تن مارا لاغر چو میان تو ۱
چون سرو روان داری قدی به خرامیدن
و آن روی چو گل خندان بر سرو روان تو ۲
ابرو چون کمان سازی، تا تیر غم اندازی
گر زخم خورم، باری، از تیر و کمان تو ۳
هر چند فراخ آمد صحرای جهان بر من
هر لحظه به تنگ آیم زان تنگ دهان تو ۴
دل خواستهای از من، نتوان به تو دل دادن
زیرا که: چو بگریزی کس نیست ضمان تو ۵
مانند رکابت رو بر پای تو میمالم
باشد که به دست افتد یک روز عنان تو ۶
لاف از سخن شیرین دیگر نزنم پیشت
کین لفظ نمیزیبد الا ز زبان تو ۷
آشفته شوم هر دم بر صورت زیبایی
باشد که نشان یابم روزی ز نشان تو ۸
اکنون که به شیدایی چون اوحدی از غفلت
در دام تو افتادم، جان من و جان تو ۹
مگذار تن مارا لاغر چو میان تو ۱
چون سرو روان داری قدی به خرامیدن
و آن روی چو گل خندان بر سرو روان تو ۲
ابرو چون کمان سازی، تا تیر غم اندازی
گر زخم خورم، باری، از تیر و کمان تو ۳
هر چند فراخ آمد صحرای جهان بر من
هر لحظه به تنگ آیم زان تنگ دهان تو ۴
دل خواستهای از من، نتوان به تو دل دادن
زیرا که: چو بگریزی کس نیست ضمان تو ۵
مانند رکابت رو بر پای تو میمالم
باشد که به دست افتد یک روز عنان تو ۶
لاف از سخن شیرین دیگر نزنم پیشت
کین لفظ نمیزیبد الا ز زبان تو ۷
آشفته شوم هر دم بر صورت زیبایی
باشد که نشان یابم روزی ز نشان تو ۸
اکنون که به شیدایی چون اوحدی از غفلت
در دام تو افتادم، جان من و جان تو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۱ - ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو
گوهر بعدی:غزل ۶۷۳ - به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.