خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از رنج‌ها و ناملایمات زندگی شکایت می‌کند و از رفتار ناعادلانه و بی‌رحمی دیگران گله می‌کند. او از این که مورد ظلم قرار گرفته و از عشق و محبت محروم شده است، ابراز ناراحتی می‌کند و از این که دیگران به جای کمک، بر رنج‌های او افزوده‌اند، شکایت دارد.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند ظلم و بی‌عدالتی ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۱۴ - تا به کی این بستن و بگسیختن؟

تا به کی این بستن و بگسیختن؟
سیر نگشتی تو ز خون ریختن؟ ۱

چیست چنین مست شدن وانگهی
با من بیچاره بر آویختن؟ ۲

بر لب بدخواه زدن آب وصل
وز تن من گرد بر انگیختن؟ ۳

سیم تنا، خوش عملی نیست این
دل ز کسان بردن و بگریختن ۴

پردهٔ صد دل به دریدن به جور
پردهٔ رخسار در آویختن ۵

خاک توام، ای پسر، آخر چراست؟
بر سر ما خاک جفا بیختن ۶

دست ندارد ز تو باز اوحدی
گر چه نداری سر آمیختن ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱۳ - آن کمان ابرو به تیر انداختن
گوهر بعدی:غزل ۶۱۵ - ترا رسد گره مشک بر قمر بستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.