خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که از ننگ و نام، مراد و کام، دام و دانه، بار و اکرام، ایام و سرانجام، پیغام و دشنام، و عام و خاص فارغ است. او به جای توجه به این امور، به عشق و دوست دل بسته و از همه چیز رها شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۴۳ - من دل به ننگ دارم و از نام فارغم
من دل به ننگ دارم و از نام فارغم
ترک مراد کردم و از کام فارغم ۱
خلق از برای دانه به دام اوفتاده، من
در دانه دل نبستم و از دام فارغم ۲
دربان اگر نمیدهدم بار، دل خوشم
سلطان اگر نمیکند اکرام فارغم ۳
فارغ نشستن تو به ایام ساعتیست
آن کس منم که در همه ایام فارغم ۴
خامی اگر ز دور خیالی همی پزد
من سوختم ز پخته و از خام فارغم ۵
کس چون کند ز بهر سرانجام ترک جام؟
جامی بده، که من ز سرانجام فارغم ۶
ای باد صبحدم، ز سر کوی آن نگار
بویی به من رسان، که ز پیغام فارغم ۷
گر میزند معاینه شمشیر، حاکمست
ور میدهد مکابره دشنام، فارغم ۸
گر اوحدی ز سرزنش عام خسته شد
من خاص دوست گشتم و از عام فارغم ۹
ترک مراد کردم و از کام فارغم ۱
خلق از برای دانه به دام اوفتاده، من
در دانه دل نبستم و از دام فارغم ۲
دربان اگر نمیدهدم بار، دل خوشم
سلطان اگر نمیکند اکرام فارغم ۳
فارغ نشستن تو به ایام ساعتیست
آن کس منم که در همه ایام فارغم ۴
خامی اگر ز دور خیالی همی پزد
من سوختم ز پخته و از خام فارغم ۵
کس چون کند ز بهر سرانجام ترک جام؟
جامی بده، که من ز سرانجام فارغم ۶
ای باد صبحدم، ز سر کوی آن نگار
بویی به من رسان، که ز پیغام فارغم ۷
گر میزند معاینه شمشیر، حاکمست
ور میدهد مکابره دشنام، فارغم ۸
گر اوحدی ز سرزنش عام خسته شد
من خاص دوست گشتم و از عام فارغم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۲ - به تازه باد جدایی گلی ببرد ز باغم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۴ - صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.