خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رهایی از هوی و هوس و روی آوردن به معنویت و حقیقت سخن میگوید. او از سیر شدن از دنیای مادی و انتخاب راه معنوی و رسیدن به حقیقت و زیبایی معنوی صحبت میکند. همچنین، شاعر به نقش خود در نجات دیگران از غم و رسیدن به آرامش اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبیات کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۸۶ - نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم
نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم
دامن ز هوی و هوسش دور گرفتم ۱
زین حجرهٔ ویرانه چو شد سیر دل ما
راه در آن خانهٔ معمور گرفتم ۲
گر راه درازست، چه اندیشه؟ که پنهان
ره توشه ازان منظر منظور گرفتم ۳
در صورت حورا صفتی نیست ز حسنش
من دیده ز دیدار چنان حور گرفتم ۴
تا مرده دلان را ز کف غم برهانم
چون روح نفس در نفس صور گرفتم ۵
در حضرت سلطان معانی به حقیقت
بردیم مثال خود و منشور گرفتم ۶
ای اوحدی، آن نور که پروانهٔ اویی
چون رفت؟ که این تابش از آن نور گرفتم ۷
دامن ز هوی و هوسش دور گرفتم ۱
زین حجرهٔ ویرانه چو شد سیر دل ما
راه در آن خانهٔ معمور گرفتم ۲
گر راه درازست، چه اندیشه؟ که پنهان
ره توشه ازان منظر منظور گرفتم ۳
در صورت حورا صفتی نیست ز حسنش
من دیده ز دیدار چنان حور گرفتم ۴
تا مرده دلان را ز کف غم برهانم
چون روح نفس در نفس صور گرفتم ۵
در حضرت سلطان معانی به حقیقت
بردیم مثال خود و منشور گرفتم ۶
ای اوحدی، آن نور که پروانهٔ اویی
چون رفت؟ که این تابش از آن نور گرفتم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۵ - شب دوشینه در سودای او خفتم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۷ - چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.