خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عشق و شیفتگی خود را به معشوق بیان میکند. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و خود را بندهای وفادار و خاک پای او میداند. شاعر از نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و آرزو میکند که بتواند از محبت و توجه معشوق بهرهمند شود.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل ۴۷۱ - ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام
ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام
بندهٔ قد خوش و رفتار چالاک توام ۱
قرص خورشیدی، که چون بر رویت اندازم نظر
روشنایی باز میدارد ز ادراک توام ۲
فارغ از حال دل آشفتهٔزار منی
فتنهٔ خال رخ خوب طربناک توام ۳
بر سر کوی تمنای تو از نزدیک و دور
هر کسی را آبرویی هست و من خاک توام ۴
مار زلفت بر دلم هر لحظه نیشی میزند
شربتی بفرست از آن لعل چو تریاک توام ۵
سرمه سازم دیدهای پاک بین خویش را
گر به دست آید غبار دامن پاک توام ۶
اوحدی را در کمند آور، چو صیدی میکنی
ورنه من خود روز و شب دربند فتراک توام ۷
بندهٔ قد خوش و رفتار چالاک توام ۱
قرص خورشیدی، که چون بر رویت اندازم نظر
روشنایی باز میدارد ز ادراک توام ۲
فارغ از حال دل آشفتهٔزار منی
فتنهٔ خال رخ خوب طربناک توام ۳
بر سر کوی تمنای تو از نزدیک و دور
هر کسی را آبرویی هست و من خاک توام ۴
مار زلفت بر دلم هر لحظه نیشی میزند
شربتی بفرست از آن لعل چو تریاک توام ۵
سرمه سازم دیدهای پاک بین خویش را
گر به دست آید غبار دامن پاک توام ۶
اوحدی را در کمند آور، چو صیدی میکنی
ورنه من خود روز و شب دربند فتراک توام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۰ - من درین شهر پای بند توام
گوهر بعدی:غزل ۴۷۲ - من چو همین حرف الف دیدهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.