خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از اوحدی بیانگر عشق عمیق و شوریدگی شاعر به معشوق است. شاعر از درد فراق، شوق وصال و وفاداری بیشائبه خود سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند صبر در عشق، قدرت عشق واقعی و ناامیدی از دنیای مادی اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و مفاهیم عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
غزل ۴۲۷ - جفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش
جفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش
مقبل آنست که آیی به مبار کبادش ۱
دلم از شوق تو شب تا به سحر نعره زنان
تو چنان خفته که واقف نهای از فریادش ۲
از من خسته لب لعل تو دل خواسته بود
کام دل تا ندهد دل نتوانم دادش ۳
آدمی باید و حوای دگر دوران را
که دگر مثل تو فرزند بباید زادش ۴
تن من شد ز تمنای سر کوت چو خاک
وقت آنست که همراه کنم با بادش ۵
دوستی را که مه وصال به اندیشهٔ تست
کی توان گفت که: یک روز میآور یادش؟ ۶
در دل آن خانه که کردم به وفای تو بنا
موج توفان قیامت نکند بنیادش ۷
اوحدی، با غم شیریندهنان زور مکن
کین نه کوهیست که سوراخ کند فرهادش ۸
آهنین پنجه اگر کوه ز جا برگیرد
نکند فایده بر سنگدلان پولادش ۹
مقبل آنست که آیی به مبار کبادش ۱
دلم از شوق تو شب تا به سحر نعره زنان
تو چنان خفته که واقف نهای از فریادش ۲
از من خسته لب لعل تو دل خواسته بود
کام دل تا ندهد دل نتوانم دادش ۳
آدمی باید و حوای دگر دوران را
که دگر مثل تو فرزند بباید زادش ۴
تن من شد ز تمنای سر کوت چو خاک
وقت آنست که همراه کنم با بادش ۵
دوستی را که مه وصال به اندیشهٔ تست
کی توان گفت که: یک روز میآور یادش؟ ۶
در دل آن خانه که کردم به وفای تو بنا
موج توفان قیامت نکند بنیادش ۷
اوحدی، با غم شیریندهنان زور مکن
کین نه کوهیست که سوراخ کند فرهادش ۸
آهنین پنجه اگر کوه ز جا برگیرد
نکند فایده بر سنگدلان پولادش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۶ - سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخش
گوهر بعدی:غزل ۴۲۸ - چنین که بسته شدم باز من به زلف چو بندش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.