خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از ناامیدی و شکایت از بی‌وفایی و جفای معشوق سخن می‌گوید. شاعر از این که معشوق به وعده‌های خود عمل نکرده و در زمان سختی پشت کرده است، ابراز ناراحتی می‌کند. همچنین، او از این که معشوق با وجود ادعای خوبی و لطافت، رفتارهای ناخوشایندی داشته، شکایت دارد.

محتوا شامل مفاهیم عاطفی پیچیده مانند ناامیدی، شکایت از بی‌وفایی و جفاست که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و تمثیل‌های شاعرانه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۱۷ - در وفا داری نکردی آنچه می‌گفتی تو نیز

در وفا داری نکردی آنچه می‌گفتی تو نیز
تا به نوک ناوک هجران دلم سفتی تو نیز ۱

یاد می‌دار که: در خوبی چو دوران تو بود
همچو دوران با من مسکین برآشفتی تو نیز ۲

چون دل ما از دو گیتی روی در روی تو کرد
پشت بر کردی و از ما روی بنهفتی تو نیز ۳

در چنین وقتی که شد بیدار هر جا فتنه‌ای
اعتمادم بر تو بود، ای بخت، چون خفتی تو نیز؟ ۴

ای که می‌گویی ز خوبان جهان طاقم به مهر
این کجا گویم که: با بدخواه ما جفتی تو نیز؟ ۵

می‌کنی دعوی که: در باغ لطافت گل منم
راست می‌گویی، ولی بی‌خار نشکفتی تو نیز ۶

چون به کین اوحدی دیدی که دشمن چیره شد
خانهٔ دل را ز مهر او فرو رفتی تو نیز ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۶ - گلت بنده گردید و شمشاد نیز
گوهر بعدی:غزل ۴۱۸ - در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.