خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. او از نرسیدن به آرزوهایش و بیپاسخ ماندن دعاهایش شکایت دارد و از این که معشوق هنوز به او توجهی نکرده است، اظهار ناراحتی میکند. شاعر همچنین از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و روان خود میگوید و این که هنوز امیدوار است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عاطفی و مفاهیم فلسفی مانند امید و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۴۱۵ - کام دلم نشد ز دهانت روا هنوز
کام دلم نشد ز دهانت روا هنوز
و آن درد را که بود نکردم دوا هنوز ۱
بیگانه گشتم از همه خوبان به مهر تو
وآن ماه شوخ دیده نگشت آشنا هنوز ۲
عالم ز ماجرای دل ریش من پرست
با هیچ کس نگفته من این ماجرا هنوز ۳
ای دل، منال در قدم اول از گزند
از راه عشق او تو چه دیدی؟ بیا هنوز ۴
ما را خدای در ازال از مهر او سرشت
ناکرده هیچ نسبت حسی بما هنوز ۵
هر شب وصال او به دعا خواهم از خدا
دردا! که مستجاب نگشت این دعا هنوز ۶
او گر قفا زنان ز در خود براندم
چشمم به راه باشد و رو از قفا هنوز ۷
روزی نسیم بر سر زلفش گذار کرد
زان روز بوی غالیه دارد صبا هنوز ۸
یک ذره مهر او به دل آسمان رسید
چون ذره رقص میکند اندر هوا هنوز ۹
چشمم بر آستان در او شبی گریست
خون میدمد ز خاک در آن سرا هنوز ۱۰
ای اوحدی، تو حال دل من ز من مپرس
کان دل برفت و باز نیامد بجا هنوز ۱۱
و آن درد را که بود نکردم دوا هنوز ۱
بیگانه گشتم از همه خوبان به مهر تو
وآن ماه شوخ دیده نگشت آشنا هنوز ۲
عالم ز ماجرای دل ریش من پرست
با هیچ کس نگفته من این ماجرا هنوز ۳
ای دل، منال در قدم اول از گزند
از راه عشق او تو چه دیدی؟ بیا هنوز ۴
ما را خدای در ازال از مهر او سرشت
ناکرده هیچ نسبت حسی بما هنوز ۵
هر شب وصال او به دعا خواهم از خدا
دردا! که مستجاب نگشت این دعا هنوز ۶
او گر قفا زنان ز در خود براندم
چشمم به راه باشد و رو از قفا هنوز ۷
روزی نسیم بر سر زلفش گذار کرد
زان روز بوی غالیه دارد صبا هنوز ۸
یک ذره مهر او به دل آسمان رسید
چون ذره رقص میکند اندر هوا هنوز ۹
چشمم بر آستان در او شبی گریست
خون میدمد ز خاک در آن سرا هنوز ۱۰
ای اوحدی، تو حال دل من ز من مپرس
کان دل برفت و باز نیامد بجا هنوز ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۴ - هر چه گویم من، ای دبیر، امروز
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶ - گلت بنده گردید و شمشاد نیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.