خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق و رنجهایی که تحمل کرده، شکایت میکند، اما همچنان عشق و احترام خود را به معشوق حفظ کرده و حتی از او عذرخواهی میکند. شاعر از شبهای بیقراری و گریههایش میگوید و بیان میکند که معشوق او را نادیده گرفته است. در نهایت، او امیدوار است که معشوق از او نرنجیده باشد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۴۷ - او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد
او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد
ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد ۱
نی، چه باک از نالهٔ من لالهرویی را؟ که صد پی
همچو گل برگریهٔ شبگیر من خندیده باشد ۲
ماه گردون از برای گرد خاک آستانش
ای بسا شبها که گرد کوی او گردیده باشد ۳
گفتمش: بر روی خاکآلود من نه پای، گفتا:
چون نهم بر خاک پایی را که جایش دیده باشد؟ ۴
بارها پیچیده باشد بر سرم سودا و رفته
پیش آن بدمهر و از من روی بر پیچیده باشد ۵
او مرا خاطر برنجاند، من او را عذر خواهم
همچنان گویم: مبادا خاطرش رنجیده باشد ۶
اوحدی را ناپسندی گفت و هر کس کان حکایت
کرده باشد گوش، میدانم که نپسندیده باشد ۷
ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد ۱
نی، چه باک از نالهٔ من لالهرویی را؟ که صد پی
همچو گل برگریهٔ شبگیر من خندیده باشد ۲
ماه گردون از برای گرد خاک آستانش
ای بسا شبها که گرد کوی او گردیده باشد ۳
گفتمش: بر روی خاکآلود من نه پای، گفتا:
چون نهم بر خاک پایی را که جایش دیده باشد؟ ۴
بارها پیچیده باشد بر سرم سودا و رفته
پیش آن بدمهر و از من روی بر پیچیده باشد ۵
او مرا خاطر برنجاند، من او را عذر خواهم
همچنان گویم: مبادا خاطرش رنجیده باشد ۶
اوحدی را ناپسندی گفت و هر کس کان حکایت
کرده باشد گوش، میدانم که نپسندیده باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۶ - آن کس که دلیش بوده باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸ - چون من سر تو دارم سامانم از که باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.