شاعر در این شعر از عشق و رفتارهای متناقض معشوق خود سخن میگوید. او بیان میکند که هرگاه به معشوق نزدیک میشود، معشوق از او دوری میکند و هرگاه از او دور میشود، معشوق به او نزدیک میشود. همچنین، شاعر از رنجهایی که در این رابطه متحمل میشود و از رفتارهای غیرقابل پیشبینی معشوق شکایت میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که این نوع عشق و رابطه برای او مناسب نیست، اما نمیتواند از آن دوری کند.
این شعر به موضوعات عاطفی و پیچیدهای مانند عشق، رنج و رفتارهای متناقض میپردازد که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. بنابراین، مناسبترین ردهی سنی برای درک و لذت بردن از این شعر، نوجوانان و بزرگسالان هستند.
غزل ۲۱۴ - چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد
دگر چو روی به پیچم به من در آویزد ۱
اگر برابرش آیم به خشم برگردد
وگر برش بنشینم به طیره برخیزد ۲
به رغم من برود هر زمان، که در نظرم
کسی بجوید و با مهر او در آمیزد ۳
شبی که بر سر کویش گذر کنم چون باد
رقیب او ز جفا خاک بر سرم بیزد ۴
و گر به چشم نیازش نگه کنم روزی
به خشم درشود و فتنهای برانگیزد ۵
در آتشم من و جز دیده کس نمیبینم
که بیمضایقه آبی بر آتشم ریزد ۶
نه کار ماست چنین دوستی، ولی چه کنم؟
که اوحدی ز چنین کارها نپرهیزد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.