خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیرات عاطفی که بر او گذاشته است، صحبت میکند. شاعر از غم و درد عشق شکایت میکند و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند آتش در دل و گلبن وصل بیان میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۳ - زلف را تاب دام و خم برزد
زلف را تاب دام و خم برزد
همه کار مرا بهم برزد ۱
دفتر دوستان خود میخواند
به سر نام من قلم برزد ۲
صورت ماه را رقم بستر
آنکه این چهره را رقم برزد ۳
آتشی کندرین دل از غم اوست
به سر شعلهای غم برزد ۴
گلبن وصل او به طالع من
سر به سر غنچهٔ ستم برزد ۵
شد ز چشم ترم به خشم، چو دید
لب خشک مرا، که نم برزد ۶
آه کردم ز درد عشقش و گفت:
اوحدی را ببین، که دم برزد ۷
همه کار مرا بهم برزد ۱
دفتر دوستان خود میخواند
به سر نام من قلم برزد ۲
صورت ماه را رقم بستر
آنکه این چهره را رقم برزد ۳
آتشی کندرین دل از غم اوست
به سر شعلهای غم برزد ۴
گلبن وصل او به طالع من
سر به سر غنچهٔ ستم برزد ۵
شد ز چشم ترم به خشم، چو دید
لب خشک مرا، که نم برزد ۶
آه کردم ز درد عشقش و گفت:
اوحدی را ببین، که دم برزد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۲ - دیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۴ - چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.