خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق مانند لبهای شیرین و موهای کمندگونهاش یاد میکند و بیان میکند که عشق به معشوق، دل او را آتش زده و از بند دنیا رها کرده است. شاعر همچنین از رنجهای عشق و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان خود سخن میگوید.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۱۸۳ - نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد
نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد
کو چو لبت پستهای به قند بر آرد ۱
صید چو آن زلف چون کمند ببیند
پیش رود، سر به آن کمند برآرد ۲
بر چمن و سبزه آفتی مرسادش
باغ، که سروی چنین بلند بر آرد ۳
پیش من آن خاک پر ز لعل، که روزی
گرد خود از نعل آن سمند بر آرد ۴
سینه سپند تو گشت و آتش سودا
تا به کجا بوی این سپند بر آرد؟ ۵
بر دل ریشم، شبی که دیده بگرید
خط تو آن را به ریشخند بر آرد ۶
جان مرا چون محبت تو پسندید
گر ندهم، سر به ناپسند برآرد ۷
بیخ که دست غمت به سینه فرو برد
از دل من شاخ پر گزند بر آرد ۸
اوحدی از بند هر دو کون برآید
گر دل او را لبت ز بند برآرد ۹
کو چو لبت پستهای به قند بر آرد ۱
صید چو آن زلف چون کمند ببیند
پیش رود، سر به آن کمند برآرد ۲
بر چمن و سبزه آفتی مرسادش
باغ، که سروی چنین بلند بر آرد ۳
پیش من آن خاک پر ز لعل، که روزی
گرد خود از نعل آن سمند بر آرد ۴
سینه سپند تو گشت و آتش سودا
تا به کجا بوی این سپند بر آرد؟ ۵
بر دل ریشم، شبی که دیده بگرید
خط تو آن را به ریشخند بر آرد ۶
جان مرا چون محبت تو پسندید
گر ندهم، سر به ناپسند برآرد ۷
بیخ که دست غمت به سینه فرو برد
از دل من شاخ پر گزند بر آرد ۸
اوحدی از بند هر دو کون برآید
گر دل او را لبت ز بند برآرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۲ - بمیرم چشم مستت را که جانم زنده میدارد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴ - روی خود بنمود و هوش از ما ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.