خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی چشمها، موها و رفتار معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که همیشه در کنار او بماند. او معتقد است که عشق معشوق، جان و دلش را زنده نگه میدارد و از خدا میخواهد که این عشق پایدار بماند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۸۲ - بمیرم چشم مستت را که جانم زنده میدارد
بمیرم چشم مستت را که جانم زنده میدارد
دلم را با خیال خود به جان با زنده میدارد ۱
به نقد اندر بهشتست آنکه در خلوت سرای خود
چنان شاخ گل و سرو سهی نازنده میدارد ۲
دعای عاشقان تست در شبهای تنهایی
که روز دولت حسن ترا پاینده میدارد ۳
ز چشمت مردمی دیدیم و از روی تو نیکویی
ولی زلف سیه کار تو ما را زنده میدارد ۴
مباد، ای اوحدی، هرگز ترا با خسروان کاری
غلام لعل شیرین شو، که نیکو بنده میدارد ۵
مرا بس باشد این دولت که آن مهروی هر صبحی
دلم را همچو روی خویشتن فرخنده میدارد ۶
دلم را با خیال خود به جان با زنده میدارد ۱
به نقد اندر بهشتست آنکه در خلوت سرای خود
چنان شاخ گل و سرو سهی نازنده میدارد ۲
دعای عاشقان تست در شبهای تنهایی
که روز دولت حسن ترا پاینده میدارد ۳
ز چشمت مردمی دیدیم و از روی تو نیکویی
ولی زلف سیه کار تو ما را زنده میدارد ۴
مباد، ای اوحدی، هرگز ترا با خسروان کاری
غلام لعل شیرین شو، که نیکو بنده میدارد ۵
مرا بس باشد این دولت که آن مهروی هر صبحی
دلم را همچو روی خویشتن فرخنده میدارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۱ - وجود حقیقت نشانی ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳ - نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.