خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به زیبایی‌های طبیعت و دوستی اشاره دارد. شاعر از تماشای جهان و گشت‌وگذار در آن لذت می‌برد و از نقش‌های مختلفی که در زندگی دیده سخن می‌گوید. او از راز دل خود با خلق سخن می‌گوید و به اهمیت عشق و دوستی در زندگی اشاره می‌کند. شاعر همچنین به آسانی رفتن به سوی دیگران و دشواری بازگشت اشاره می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. مفاهیمی مانند عشق، دوستی، و تأمل در زندگی بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است که توانایی درک و تحلیل این مفاهیم را دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۶ - گو: هر که در جهان به تماشا روید و گشت

گو: هر که در جهان به تماشا روید و گشت
ما را بس این قدر که: به ما دوست بر گذشت ۱

تا او ز نقش چهرهٔ خود پرده بر گرفت
ما نقش دیگران ز ورق کرده‌ایم گشت ۲

وقتی ز خلق راز دل خود نهفتمی
اکنون نمی‌توان، که ز بام او فتاد تشت ۳

انصاف داد عقل که: در بوستان حسن
دست زمانه بهتر ازین شاخ گل نکشت ۴

با دوست هر کجا که نشینی تفرجست
خواهی میان گلشن و خواهی کنار دشت ۵

روزی شنیدمی به تکلف حدیث خلق
عشق آمد، آن حدیث به یک باره در نوشت ۶

آسان بود به سوی کسان رفتن، اوحدی
اندیشه کن که: گم نشوی وقت بازگشت ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۵ - در خرابات عاشقان کوییست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷ - دوش چون چشم او کمان برداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.