خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و زخمهای عاطفی که بر دل او نشسته، گلایه میکند. او از معشوق میخواهد که به عشق او توجه کند و از زیبایی و جذابیت معشوق نیز سخن میگوید. در نهایت، شاعر از موسیقی و شعر به عنوان راهی برای تسکین دردهای عاطفی یاد میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عاطفی و بیوفایی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۷۹ - آن زخم، که از تو بر دل ماست
آن زخم، که از تو بر دل ماست
مشنو که به مرهمی توان کاست ۱
کی وعده وفا کنی تو امروز؟
کامروز تو را هزار فرداست ۲
زلفت، که به کژ روی بر آمد
با ما به وفا کجا شود راست؟ ۳
دریاب، که دست ما فرو بست
این فتنه، که از سر تو برخاست ۴
یک روز گرم به پرسش آیی
عذرت نتوان به سالها خواست ۵
عشق و لب لعلت، این چه سوزست
عقل و سر زلفت، این چه سود است؟ ۶
آرایش عالم از رخ تست
مشاطه رخت چه داند آراست؟ ۷
مطرب، بنواز نوبتی خوش
کامروز زمانه نوبت ماست ۸
قولی بزن از طریق عشاق
یا خود غزلی که اوحدی راست ۹
مشنو که به مرهمی توان کاست ۱
کی وعده وفا کنی تو امروز؟
کامروز تو را هزار فرداست ۲
زلفت، که به کژ روی بر آمد
با ما به وفا کجا شود راست؟ ۳
دریاب، که دست ما فرو بست
این فتنه، که از سر تو برخاست ۴
یک روز گرم به پرسش آیی
عذرت نتوان به سالها خواست ۵
عشق و لب لعلت، این چه سوزست
عقل و سر زلفت، این چه سود است؟ ۶
آرایش عالم از رخ تست
مشاطه رخت چه داند آراست؟ ۷
مطرب، بنواز نوبتی خوش
کامروز زمانه نوبت ماست ۸
قولی بزن از طریق عشاق
یا خود غزلی که اوحدی راست ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸ - آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
گوهر بعدی:غزل ۸۰ - این همه پروانها، سوخته از چپ و راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.