خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و درد دوری از او شکایت میکند و بیان میکند که عشق او فراتر از ظواهر و زیباییهای سطحی است. او از صبر به عنوان تنها چارهی درد عشق یاد میکند و در نهایت، به تنهایی و غربت عاشق در شهر بیگانه اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و غربت نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارند.
غزل ۶۰ - مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
اصل خطر شد دوا، رای خطا زد صلیب ۱
خوارم و بیوصل دوست خوار بود آدمی
زارم و بیروی گل زار بود عندلیب ۲
دیر کشید، ای نگار، سوختنم ز انتظار
یا نظری بیستیز، یا گذری بیرقیب ۳
ما ز تو مهر و وفا خواستهایم، ای صنم
نی چو کسان دگر عاشق رنگیم و طیب ۴
نیست ز خامان عجب عشق زنخدان و لب
طبع چه جوید؟رطب، طفل چه جوید زبیب ۵
ابروی محرابوش گر سوی مسجد بری
نعره برآرد امام، در غلط افتد خطیب ۶
گر بکشم خویش را در طلب وصل تو
سود ندارد، که نیست کار برون از نصیب ۷
چاره به جز صبر نیست، کان رخ چون آفتاب
دل برباید، مگر دیده بدوزد لبیب ۸
دلمنه، ای اوحدی، زانکه به شهر کسان
جور کشد بیسخن عاشق و آنگه غریب ۹
اصل خطر شد دوا، رای خطا زد صلیب ۱
خوارم و بیوصل دوست خوار بود آدمی
زارم و بیروی گل زار بود عندلیب ۲
دیر کشید، ای نگار، سوختنم ز انتظار
یا نظری بیستیز، یا گذری بیرقیب ۳
ما ز تو مهر و وفا خواستهایم، ای صنم
نی چو کسان دگر عاشق رنگیم و طیب ۴
نیست ز خامان عجب عشق زنخدان و لب
طبع چه جوید؟رطب، طفل چه جوید زبیب ۵
ابروی محرابوش گر سوی مسجد بری
نعره برآرد امام، در غلط افتد خطیب ۶
گر بکشم خویش را در طلب وصل تو
سود ندارد، که نیست کار برون از نصیب ۷
چاره به جز صبر نیست، کان رخ چون آفتاب
دل برباید، مگر دیده بدوزد لبیب ۸
دلمنه، ای اوحدی، زانکه به شهر کسان
جور کشد بیسخن عاشق و آنگه غریب ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹ - مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
گوهر بعدی:غزل ۶۱ - اشک ما آبیست روشن در هوات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.