خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از جدایی و دوری معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که دل بی‌قرارش تحمل دوری از او را ندارد. او از معشوق می‌خواهد که امشب از کنارش نرود و به او وفادار بماند. شاعر همچنین از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی اگر هزاران مشکل پیش بیاید، باز هم تنها به او فکر می‌کند و از عشق او زار است.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۹ - مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب

مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
که نمی‌شکیبد از تو دل بی‌قرارم امشب ۱

ز طرب نماند باقی، که مرا تو هم وثاقی
چو لب تو گشت ساقی نکند خمارم امشب ۲

چه زنی صلای رفتن؟ چو نماند پای رفتن
چه کنی هوای رفتن؟ که نمی‌گذارم امشب ۳

به رخم چو بر گشادی در وعده‌ها که دادی
نه شگفت اگر به شادی نفسی برآرم امشب ۴

چو شدم وصال روزی، به توقعم چه سوزی؟
چه شود که بر فروزی دل سوگوارم امشب؟ ۵

گل بخت شد شکفته، که شوم چو بخت خفته
که تو داده‌ای نهفته بر خویش بارم امشب ۶

اگر از هزار دستم، بکشند خوار و پستم
چو یکی همی پرستم، چه غم از هزارم امشب ۷

دگر آرزو نجویم، پی آرزو نپویم
همه از تو شکر گویم، که تویی شکارم امشب ۸

دل اوحدی تو داری، چو نمی‌دهی به یاری
نکنم به ترک زاری، که ز عشق زارم امشب ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸ - بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.