خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف زیباییهای طبیعت و معشوق میپردازد و از خواننده میخواهد از لحظات لذت ببرد. شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیرات آن را بر عقل و دین بیان میکند. همچنین، شاعر به نبود پاسخ از سوی معشوق اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۰ - نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
حبذا روی نگار و لب کشت و سر آب ۱
صبح برخیز و بر گل به صبوحی بنشین
چون به آواز خوش مرغ درآیی از خواب ۲
عیش نیکوست کسی را که تواند کردن
ای توانای خردمند، چه داری؟ دریاب ۳
اگر آن زلف تو در بردن عقل از همه روی
وی لب تو در غارت دین از همه باب ۴
کافران روی به محراب نکردند، ولی
بکنند ار خم ابروی تو باشد محراب ۵
اوحدی پیش تو صد نامه فرستاد از شوق
که نه آثار وفا دید و نه ایثار جواب ۶
حبذا روی نگار و لب کشت و سر آب ۱
صبح برخیز و بر گل به صبوحی بنشین
چون به آواز خوش مرغ درآیی از خواب ۲
عیش نیکوست کسی را که تواند کردن
ای توانای خردمند، چه داری؟ دریاب ۳
اگر آن زلف تو در بردن عقل از همه روی
وی لب تو در غارت دین از همه باب ۴
کافران روی به محراب نکردند، ولی
بکنند ار خم ابروی تو باشد محراب ۵
اوحدی پیش تو صد نامه فرستاد از شوق
که نه آثار وفا دید و نه ایثار جواب ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - سخت به حالم از تو من، ای مدد حال بیا
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - نیست در آبگینه آتش و آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.