خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او از دیوانگی دل خود و ناتوانی در کنترل آن می‌گوید و از معشوق به عنوان گنجی در دنیای ویران یاد می‌کند. شاعر از زیبایی‌های معشوق مانند زلف و خال لبش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که تنها معشوق می‌تواند او را به دام عشق بیندازد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵ - به خرابات برید از در این خانه مرا

به خرابات برید از در این خانه مرا
که دگر یاد شراب آمد و پیمانه مرا ۱

دل دیوانه به زنجیر نبستن عجبست
که به زنجیر ببندد دل دیوانه مرا؟ ۲

می بیارید و تنم را بنشانید چو شمع
پیش آن شمع و بسوزید چو ویرانه مرا ۳

همچو گنجیست درین عالم ویران رخ او
یاد آن گنج دوانید به ویرانه مرا ۴

بر میان از سر زلفش کمری می‌بستم
گر بدو دست رسیدی چو سرشانه مرا ۵

هر که خواهد که به دامم کشد آسان آسان
گو: مپندار به جز خال لبش دانه مرا ۶

سرم از شوق و دل از عشق چنین شیفته شد
تا که شد اوحدی شیفته هم خانه مرا ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴ - دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را
گوهر بعدی:غزل ۲۶ - غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.