خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و جفای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تمام ناملایمات و جفاها، همچنان عاشقانه به معشوق وفادار است. او از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و اظهار میکند که حاضر است برای صلح با معشوق هر جنگی را به جان بخرد. همچنین، شاعر به فریبکاری و فرار معشوق اشاره میکند و از ننگ این رفتارها آگاه است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۱۳ - من چه گویم جفا و جنگ ترا؟
من چه گویم جفا و جنگ ترا؟
جرم رهوار و عذر لنگ ترا؟ ۱
ز دل و جان نشانه ساختهام
ناوک چشم شوخ شنگ ترا ۲
ای نوازش کم و بهانه فراخ
لب لعل و دهان تنگ ترا ۳
صلح را خود ببین که ما چه کنیم؟
که به جان میخریم جنگ ترا ۴
دل بدزدی و زود بگریزی
ما بدانستهایم ننگ ترا ۵
رنگ خوبان ز لوح فکر بشست
اوحدی، تا بدید رنگ ترا ۶
جرم رهوار و عذر لنگ ترا؟ ۱
ز دل و جان نشانه ساختهام
ناوک چشم شوخ شنگ ترا ۲
ای نوازش کم و بهانه فراخ
لب لعل و دهان تنگ ترا ۳
صلح را خود ببین که ما چه کنیم؟
که به جان میخریم جنگ ترا ۴
دل بدزدی و زود بگریزی
ما بدانستهایم ننگ ترا ۵
رنگ خوبان ز لوح فکر بشست
اوحدی، تا بدید رنگ ترا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲ - چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا
گوهر بعدی:غزل ۱۴ - دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.