خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنج و درد عشق شکایت میکند و بیان میکند که معشوقش با پنهان کردن رویش و رفتارهای ناشایست، باعث رنجش شده است. شاعر از مکر و حیلههای معشوق و بیرحمی او در ریختن خون دل عزیزانش گلایه میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و درد عشق و مکر و حیله ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۱۱ - از من ای جان روی پنهان میکنی
از من ای جان روی پنهان میکنی
تا جهان بر من چو زندان میکنی ۱
آشکارا گشت رازم تا ز من
خندهٔ دزدیده پنهان میکنی ۲
خون دلهای عزیزان ریختن
گرچه دشوارست آسان میکنی ۳
زهره کی دارد به کردن هیچکس
آنچه تو از مکر و دستان میکنی ۴
هرچه ممکن گردد از جور و جفا
با دل مسکین من آن میکنی ۵
تا جهان بر من چو زندان میکنی ۱
آشکارا گشت رازم تا ز من
خندهٔ دزدیده پنهان میکنی ۲
خون دلهای عزیزان ریختن
گرچه دشوارست آسان میکنی ۳
زهره کی دارد به کردن هیچکس
آنچه تو از مکر و دستان میکنی ۴
هرچه ممکن گردد از جور و جفا
با دل مسکین من آن میکنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۰ - آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۲ - ناز از اندازه بیرون میکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.