خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از جفا و بیوفایی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود تمام فداکاریها و از دست دادن همه چیز، معشوق همچنان به او بیمهری میکند. او از معشوق میخواهد که دست از این رفتار بردارد و به وفاداری و مهر بازگردد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۱۰ - آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی
آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی
دست عهد از دامن صحبت رها تا کی کنی ۱
چون به جز جور و جفاکاری نداری روز و شب
پس مرا بیغارهٔ مهر و وفا تا کی کنی ۲
باختم در نرد عشقت این جهان و آن جهان
چون همه درباختم با من دغا تا کی کنی ۳
چون کلاه خواجگی یکباره بنهادم ز سر
جان من پیراهن صبرم قبا تا کی کنی ۴
از وفای انوری چون روی گردانیدهای
شرم دار از روی او آخر جفا تا کی کنی ۵
دست عهد از دامن صحبت رها تا کی کنی ۱
چون به جز جور و جفاکاری نداری روز و شب
پس مرا بیغارهٔ مهر و وفا تا کی کنی ۲
باختم در نرد عشقت این جهان و آن جهان
چون همه درباختم با من دغا تا کی کنی ۳
چون کلاه خواجگی یکباره بنهادم ز سر
جان من پیراهن صبرم قبا تا کی کنی ۴
از وفای انوری چون روی گردانیدهای
شرم دار از روی او آخر جفا تا کی کنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - بیگناه از من تبرا میکنی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - از من ای جان روی پنهان میکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.