این متن شعری است که از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از دیر رسیدن و زود رفتن معشوق شکایت دارد و بیان میکند که معشوق مانند آرزوی تنگدلان دیر میرسد و مانند دوستی سنگدلان زود میرود. شاعر از درد فراق و نرسیدن به وصال معشوق رنج میبرد و از این که معشوق پیش از آن که او را خشنود کند، رفته است، اظهار ناراحتی میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۷۲ - ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی ۱
چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی ۲
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراق تو برآسود برفتی ۳
ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی ۴
آهنگ به جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیافزود برفتی ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.