خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که تمام توجه و عشق او معطوف به معشوق است و هیچ چیز دیگری جز یاد و غم او در زندگیاش وجود ندارد. او از جفاهای معشوق رنجیده نمیشود، زیرا عشق واقعی را بدون شرط و شروط میداند. همچنین، غم هجران معشوق چنان بر او غالب است که هیچ غم دیگری برایش اهمیت ندارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۰۳ - جز سر پیوند آن نگار ندارم
جز سر پیوند آن نگار ندارم
گرچه ازو جز دل فکار ندارم ۱
هر نفسم یاد اوست گرچه ازو من
جز نفس سرد یادگار ندارم ۲
شاد بدانم که در فراق جمالش
جز غم او هیچ غمگسار ندارم ۳
زان نشوم رنجه از جفاش که در عشق
سیرت عشاق روزگار ندارم ۴
وز غم هجران او به کاستن تن
هیچ غم دیگر اعتبار ندارم ۵
گرچه ازو جز دل فکار ندارم ۱
هر نفسم یاد اوست گرچه ازو من
جز نفس سرد یادگار ندارم ۲
شاد بدانم که در فراق جمالش
جز غم او هیچ غمگسار ندارم ۳
زان نشوم رنجه از جفاش که در عشق
سیرت عشاق روزگار ندارم ۴
وز غم هجران او به کاستن تن
هیچ غم دیگر اعتبار ندارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۲ - هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴ - داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.