خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به زیبایی و جذابیت چهره و موی معشوق اشاره دارد و تأثیر آن بر طبیعت و دیگران را توصیف میکند. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیرات عاطفی آن بر خود و دیگران سخن میگوید و از عشق و دلبستگی به معشوق ابراز احساسات میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل ۱۲۰ - گل رخسار تو چون دسته بستند
گل رخسار تو چون دسته بستند
بهار و باغ در ماتم نشستند ۱
صبا را پای در زلف تو بشکست
چو چین زلف تو بر هم شکستند ۲
که خواهد رست از این آسیب فتنه
که نوک خار و برگ گل نرستند ۳
کرا در باغ رخسارت بود راه
از آن دلها که در زلف تو بستند ۴
که در هر گلستانش گاه و بیگاه
ز غمزهت یک جهان ترکان مستند ۵
چو در پیش لبت از بیم چشمت
همه خواهندگان لبها ببستند ۶
منه بر کار این بیچارگان پای
چه خواهی کرد مشتی زیردستند ۷
بهار و باغ در ماتم نشستند ۱
صبا را پای در زلف تو بشکست
چو چین زلف تو بر هم شکستند ۲
که خواهد رست از این آسیب فتنه
که نوک خار و برگ گل نرستند ۳
کرا در باغ رخسارت بود راه
از آن دلها که در زلف تو بستند ۴
که در هر گلستانش گاه و بیگاه
ز غمزهت یک جهان ترکان مستند ۵
چو در پیش لبت از بیم چشمت
همه خواهندگان لبها ببستند ۶
منه بر کار این بیچارگان پای
چه خواهی کرد مشتی زیردستند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - عشق تو ز دل برید نتواند
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - آن شوخ دیده دیده چو بر هم نمیزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.