خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه بیانگر عشق عمیق و وصف زیبایی معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود به معشوق سخن میگوید و زیباییهای او را با تصاویر شاعرانه مانند آفتاب و شکر توصیف میکند. همچنین، تأثیر عمیق معشوق بر شاعر و ناتوانی او در فرار از این عشق را بیان میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۱۱۹ - عشق تو ز دل برید نتواند
عشق تو ز دل برید نتواند
وصل تو به جان خرید نتواند ۱
روی تو اگر نه آفتاب آید
چونست که درست دید نتواند ۲
طرفه شکریست آن لبان تو
هر طوطی ازو مزید نتواند ۳
هرجا که تو دام زلف گستردی
یک پشه ازو پرید نتواند ۴
خواهد که کند مر انوریت را
تیغ غم تو شهید نتواند ۵
وصل تو به جان خرید نتواند ۱
روی تو اگر نه آفتاب آید
چونست که درست دید نتواند ۲
طرفه شکریست آن لبان تو
هر طوطی ازو مزید نتواند ۳
هرجا که تو دام زلف گستردی
یک پشه ازو پرید نتواند ۴
خواهد که کند مر انوریت را
تیغ غم تو شهید نتواند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸ - در همه آفاق دلداری نماند
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰ - گل رخسار تو چون دسته بستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.