خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که بدون حضور معشوق، سفر و تلاشهایش بیثمر بوده و تنها باعث افزایش رنج و غم او شده است. او از آتش غم و درد هجران سخن میگوید و احساس میکند که بدون معشوق، همه چیز بیمعناست.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر مانند هجران و غم، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۲۸۱ - خود را به سفر بیازمودم بیتو
خود را به سفر بیازمودم بیتو
جان کاستم و عنا فزودم بیتو ۱
هم آتش غم به دست سودم بیتو
هم سودهٔ پای هجر بودم بیتو ۲
جان کاستم و عنا فزودم بیتو ۱
هم آتش غم به دست سودم بیتو
هم سودهٔ پای هجر بودم بیتو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - کو آن می دیرسال زودافکن تو
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - ای راحت سینه، سینه رنجور از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.