خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و جدایی سخن میگوید و از درد هجران و نزدیکی مرگ به دلیل این جدایی ابراز نگرانی میکند. او از معشوق میخواهد که نرود تا جانش از دست نرود.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی مانند عشق، جدایی و مرگ است که درک و تجربه آنها معمولاً برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. این مفاهیم ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد یا باعث سردرگمی آنها شود.
شماره ۲۴۹ - گفتی بروم، مرو به غم منشانم
گفتی بروم، مرو به غم منشانم
تا دست به جان درنکند هجرانم ۱
جانم به لب آمده است و من میدانم
هان تا نروی تا نه برآید جانم ۲
تا دست به جان درنکند هجرانم ۱
جانم به لب آمده است و من میدانم
هان تا نروی تا نه برآید جانم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - گر هیچ به بندگیت درخور باشم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - ای سلسلهٔ زلف تو یکسر جنبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.