خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تاریکی شب، عشق او همچنان شعلهور است. او از دلش که مانند چنگ میزند و از معشوق میخواهد که اجازه دهد عشقش برآید و شکوفا شود.
این متن دارای مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۹ - اکنون که شب آمد برود جانانم
اکنون که شب آمد برود جانانم
گر خورشید است عادتش میدانم ۱
دل چنگ همی زند به هر دم در من
کو را بگذاری تو برآید جانم ۲
گر خورشید است عادتش میدانم ۱
دل چنگ همی زند به هر دم در من
کو را بگذاری تو برآید جانم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۸ - در مدرسهها درس غلط فهمیدیم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۰ - افغان که ز دل برای سوز آوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.