خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شب و زلف معشوق خود سخن میگوید و از ابر میخواهد تا پردهای بر ماه بیندازد. همچنین از صبح میخواهد که بازگردد و به سوی او نیاید. این اشعار بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق و طبیعت است.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۰ - ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
وی شب شب وصل است دژم باش و دراز ۱
ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز
وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز ۲
وی شب شب وصل است دژم باش و دراز ۱
ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز
وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - ای نیش به دل زین فلک سفله نواز
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - ای ماه شب است پردهٔ وصل بساز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.