خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق به معشوقی سخن میگوید که نقش او هرگز راست نمیشود. در صبحدم، شاعر به خود میگوید که هرچه معشوق انجام دهد، حکم او درست است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۶ - آن بت که ز عشق او سرم پر سود است
آن بت که ز عشق او سرم پر سود است
نقش کژ او هیچ نمیگردد راست ۱
پیش آمد امروز مرا صبحدمی
گفتم به دلم هرچه کنی حکم تو راست ۲
نقش کژ او هیچ نمیگردد راست ۱
پیش آمد امروز مرا صبحدمی
گفتم به دلم هرچه کنی حکم تو راست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - آن گل که به رنگ طعنه در می کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.