خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از غم و اندوهی که بر دلش نشسته است سخن میگوید و از رفتن عزیزانش ابراز تأسف میکند. او احساس میکند که غم و اندوه مانند سلیمان بر تخت جانش نشسته است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۵ - غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
غم بر دل خاقانی ترسان بنشست
گو بر لب آب و آتش آسان بنشست ۱
تا رفته معزی و عزیزانش از پس
بر خاتم جانم چو سلیمان بنشست ۲
گو بر لب آب و آتش آسان بنشست ۱
تا رفته معزی و عزیزانش از پس
بر خاتم جانم چو سلیمان بنشست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - خاقانی از آن شاه بتان طمع گسست
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - آن بت که ز عشق او سرم پر سود است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.