خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و غم شدید خود میگوید که باعث سوختن جگرش شده است. او اشاره میکند که هرچند صبر میتواند جگر را نگه دارد، اما از جگر سوخته چگونه میتوان صبر خواست؟
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۳ - آب جگرم به آتش غم برخاست
آب جگرم به آتش غم برخاست
سوز جگرم فزود تا صبر بکاست ۱
هرچند جگر به صبر میماند راست
صبر از جگر سوخته چون شاید خواست ۲
سوز جگرم فزود تا صبر بکاست ۱
هرچند جگر به صبر میماند راست
صبر از جگر سوخته چون شاید خواست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - گم شد دل خاقانی و جان بر دو یک است
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.