خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی و تلخی زندگی شکایت میکند و بیان میکند که هر چه از فلک (سرنوشت) به دست میآید، یا بیمزه و ناخوشایند است یا بیش از حد تلخ و ناگوار.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۲ - گم شد دل خاقانی و جان بر دو یک است
گم شد دل خاقانی و جان بر دو یک است
وز غدر فلک خلاص را هم به شک است ۱
هر مائدهای که دستساز فلک است
یا بینمک است یا سراسر نمک است ۲
وز غدر فلک خلاص را هم به شک است ۱
هر مائدهای که دستساز فلک است
یا بینمک است یا سراسر نمک است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - آب جگرم به آتش غم برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.