خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، شراب، طبیعت و مفاهیم عرفانی سخن میگوید. او از زیباییهای طبیعت مانند ریحان و سفال، و همچنین از مفاهیم عرفانی مانند وصال و هجران یاد میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند خرد، عشق و سخنوری اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به عشق و خرد توجه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به شراب و مفاهیم عرفانی ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل داشته باشد.
غزل ۳۹۴ - ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی
ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی
فالقهوة من شرطی لاالتوبة من شانی ۱
ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی
آن جام سفالی کو و آن راوق ریحانی ۲
لو تمزجها بالدم من ادمع اجفانی
یزدادلها صبغ فی احمرها القانی ۳
مجلس ز پریرویان چون بزم سلیمانی
باغنهٔ داودی مرغان خوش الحانی ۴
یا یوسف عللنی ادلامک اخوانی
کم من علل تشفی من غایة الاحزانی ۵
شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی
تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی ۶
اقبلت علی وصلی و احتلت لهجرانی
این القدم الاولی این النظر الثانی ۷
خاقانی اگر خواهی کز عشق سخنرانی
کم زن همه عالم را پس گو کم خاقانی ۸
چون بر ملک مشرق عید گهر افشانی
العبد نویس از جان بر تختهٔ پیشانی ۹
فالقهوة من شرطی لاالتوبة من شانی ۱
ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی
آن جام سفالی کو و آن راوق ریحانی ۲
لو تمزجها بالدم من ادمع اجفانی
یزدادلها صبغ فی احمرها القانی ۳
مجلس ز پریرویان چون بزم سلیمانی
باغنهٔ داودی مرغان خوش الحانی ۴
یا یوسف عللنی ادلامک اخوانی
کم من علل تشفی من غایة الاحزانی ۵
شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی
تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی ۶
اقبلت علی وصلی و احتلت لهجرانی
این القدم الاولی این النظر الثانی ۷
خاقانی اگر خواهی کز عشق سخنرانی
کم زن همه عالم را پس گو کم خاقانی ۸
چون بر ملک مشرق عید گهر افشانی
العبد نویس از جان بر تختهٔ پیشانی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۳ - تعاطی الکاس من شان الصبوح
گوهر بعدی:غزل ۳۹۵ - یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.