خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر عشق و علاقه‌ی عمیق خود را به معشوق بیان می‌کند. او از عشق به عنوان هدیه‌ای گران‌بها یاد می‌کند و حاضر است برای معشوق هر چیزی، حتی جان خود را فدا کند. شاعر از زیبایی‌های معشوق مانند زلف و لب‌هایش سخن می‌گوید و عشق خود را به عنوان یک آیین مقدس می‌داند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۶۰ - نزل عشقت جان شیرین آورم

نزل عشقت جان شیرین آورم
هدیهٔ زلفت دل و دین آورم ۱

چون شراب تلخ و شیرین درکشی
پیشکش صد جان شیرین آورم ۲

پیش عناب لبت عناب‌وار
روی خون آلوده پر چین آورم ۳

پیش بالای تو هم بالای تو
گوهر از چشم جهان بین آورم ۴

واپسین یار منی در عشق تو
روز برنائی به پیشین آورم ۵

چون به یادت کعبتین گیرم به کف
کعبتین را نقش پروین آورم ۶

نیم رو خاکین چو بوسم پای تو
بر سر از تو تاج تمکین آورم ۷

عاشقان دل دادن آئین کرده‌اند
من به تو جان دادن آئین آورم ۸

عار چون داری ز خاقانی که فخر
از در تاج سلاطین آورم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - یارب از عشق چه سرمستم و بی‌خویشتنم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.