خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و از تأثیر عمیق او بر جهان و موجودات مختلف صحبت میکند. شاعر معشوق را با عناوین و صفات بلند مرتبه مانند 'سلطان جان'، 'روح القدس' و 'صاحبقران' توصیف میکند و بیان میکند که همه چیز در جهان تحت تأثیر زیبایی اوست.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۰۷ - عقل ما سلطان جان میخواندش
عقل ما سلطان جان میخواندش
مجلسافروز جهان میخواندش ۱
نسر طائر تا لب خندانش دید
طوطی شکرفشان میخواندش ۲
تا ملاحت را به حسن آمیخته است
هر که این میبیند آن میخواندش ۳
تا لبش را لب نخوانی زینهار
زانکه روح القدس جان میخواندش ۴
تا خیال لعل او در چشم ماست
هرچه در کون است کان میخواندش ۵
کوی او از اختران چشم من
هر که دیده است آسمان میخواندش ۶
کمترین وصاف او خاقانی است
کاسمان صاحبقران میخواندش ۷
مجلسافروز جهان میخواندش ۱
نسر طائر تا لب خندانش دید
طوطی شکرفشان میخواندش ۲
تا ملاحت را به حسن آمیخته است
هر که این میبیند آن میخواندش ۳
تا لبش را لب نخوانی زینهار
زانکه روح القدس جان میخواندش ۴
تا خیال لعل او در چشم ماست
هرچه در کون است کان میخواندش ۵
کوی او از اختران چشم من
هر که دیده است آسمان میخواندش ۶
کمترین وصاف او خاقانی است
کاسمان صاحبقران میخواندش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۶ - هر دل که غم تو داغ کردش
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸ - چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.