خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای زندگی و ناامیدیهای انسان میپردازد. شاعر از غمها، ناکامیها، و ستمهای زندگی سخن میگوید و به ناتوانی انسان در برابر این مشکلات اشاره میکند. همچنین، به نقش زبان و سخن در ایجاد درد و رنج اشاره شده و از دوستان و دشمنان نیز به عنوان عوامل ایجاد درد یاد میشود.
این متن حاوی مفاهیم عمیق و فلسفی درباره زندگی، غمها و ناامیدیهاست که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ستم و درد ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۱۸۰ - دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
ناکام جان نگر که چه در کام جان کشد ۱
این کوه زهره دل که نهنگی است بحرکش
در نوش خنده بین که چه زهر غمان کشد ۲
بحر نهنگدار غم از موج آتشین
دود سیاه بر صدف آسمان کشد ۳
مرغان روزگار نگر کاژدهای غم
گنجشک وارشان ز هوا در دهان کشد ۴
و آن کو به گوشهای ز میانه کرانه کرد
هم گوشهٔ دلش ستم بیکران کشد ۵
مسکین درخت گندم از اندیشهٔ ملخ
ایمن نگردد ارچه سرش صد سنان کشد ۶
خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
چند از زبان نیافته سودی زیان کشد ۷
هرچند سوزیان زبان است گرم و خشک
خط بر خط مزور این سوزیان کشد ۸
نای است بیزبان به لبش جان فرودمند
بر بط زبان وراست عذاب از زبان کشد ۹
گر محرمان به کعبه کفن بر کتف کشند
او بر در خدای کفن در روان کشد ۱۰
از زرق دوستان تبع دشمنان شود
بر فرق دشمنان رقم دوستان کشد ۱۱
ناکام جان نگر که چه در کام جان کشد ۱
این کوه زهره دل که نهنگی است بحرکش
در نوش خنده بین که چه زهر غمان کشد ۲
بحر نهنگدار غم از موج آتشین
دود سیاه بر صدف آسمان کشد ۳
مرغان روزگار نگر کاژدهای غم
گنجشک وارشان ز هوا در دهان کشد ۴
و آن کو به گوشهای ز میانه کرانه کرد
هم گوشهٔ دلش ستم بیکران کشد ۵
مسکین درخت گندم از اندیشهٔ ملخ
ایمن نگردد ارچه سرش صد سنان کشد ۶
خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
چند از زبان نیافته سودی زیان کشد ۷
هرچند سوزیان زبان است گرم و خشک
خط بر خط مزور این سوزیان کشد ۸
نای است بیزبان به لبش جان فرودمند
بر بط زبان وراست عذاب از زبان کشد ۹
گر محرمان به کعبه کفن بر کتف کشند
او بر در خدای کفن در روان کشد ۱۰
از زرق دوستان تبع دشمنان شود
بر فرق دشمنان رقم دوستان کشد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹ - دل از گیتی وفاجویی ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱ - آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.