خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و فلسفی بیانگر عشق عمیق و وابستگی به معشوق است. شاعر از ناتوانی در بیان عشق خود و ناتوانی در قرار دادن گوهر وجودی خود در جای نامناسب سخن میگوید. او همچنین از ناتوانی در تغییر سرنوشت و زمانه شکایت میکند و اظهار میدارد که تنها در کوی معشوق آرامش مییابد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۱۰ - مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
گوهر اندر خاکدان نتوان نهاد ۱
مایهٔ من کیمیای عشق توست
مایه در وجه زیان نتوان نهاد ۲
دست دست توست و جان ماوای تو
پای صورت در میان نتوان نهاد ۳
بارها گفتی که بوسی بخشمت
تا نبخشی، دل بر آن نتوان نهاد ۴
بر جهان گفتی که دل باید نهاد
بر تو بتوان، بر جهان نتوان نهاد ۵
گر زمانه داد ندهد یا فلک
بر تو جرم این و آن نتوان نهاد ۶
با زمانه پنجه درنتوان فکند
بر فلک هم نردبان نتوان نهاد ۷
تا به کوی توست خاقانی مقیم
رخت او بر آستان نتوان نهاد ۸
گوهر اندر خاکدان نتوان نهاد ۱
مایهٔ من کیمیای عشق توست
مایه در وجه زیان نتوان نهاد ۲
دست دست توست و جان ماوای تو
پای صورت در میان نتوان نهاد ۳
بارها گفتی که بوسی بخشمت
تا نبخشی، دل بر آن نتوان نهاد ۴
بر جهان گفتی که دل باید نهاد
بر تو بتوان، بر جهان نتوان نهاد ۵
گر زمانه داد ندهد یا فلک
بر تو جرم این و آن نتوان نهاد ۶
با زمانه پنجه درنتوان فکند
بر فلک هم نردبان نتوان نهاد ۷
تا به کوی توست خاقانی مقیم
رخت او بر آستان نتوان نهاد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - جانا لب تو پیشکش از ما چه ستاند
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - پردهٔ نو ساخت عشق، زخمهٔ نو در فزود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.