خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که عشق و فداکاری در برابر معشوق را توصیف می‌کند. شاعر بیان می‌کند که عشق به معشوق باعث بی‌قراری و فداکاری می‌شود و هر کس که در معرض این عشق قرار گیرد، تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد. همچنین، شاعر به اهمیت زمان و تغییرات آن اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که امروز را غنیمت بشمارد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۹۷ - عشق تو به گرد هر که برگردد

عشق تو به گرد هر که برگردد
از زلف تو بی‌قرارتر گردد ۱

تاج آن دارد که پیش تخت تو
چون دائره جمله تن کمر گردد ۲

مرد آن باشد که پیش تیغ تو
چون آینه جمله رخ سپر گردد ۳

در عشق تو تر نیامدن شرط است
کایینه سیه شود چو تر گردد ۴

بر هر که رسید زخم هجرانت
گر سد سکندر است درگردد ۵

زر خواستهٔ جهودم ار دارم
چندان که به آفتاب درگردد ۶

زر داند ساخت کار من آری
کار همه کس به زر چو زر گردد ۷

امروز بساز کار ما گر نی
فردا همه کارها دگر گردد ۸

خاقانی را چه خیزد از وصلت
آن روز که روز عمر برگردد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۶ - عشق تو چون درآید شور از جهان برآید
گوهر بعدی:غزل ۹۸ - آن زمان کو زلف را سر می‌برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.