خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و عاشقی است که در آن شاعر از بیتوجهی معشوق و نپذیرفتن هدایا و عشق او شکایت میکند. شاعر از این که معشوق حتی با وجود پیشکش کردن جانش نیز راضی نمیشود، اظهار ناراحتی میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۹۵ - عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد
عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد
افغان چه توان کرد که داور نپذیرد ۱
زرگونهٔ من دارد و گر زر دهم او را
ننگ آیدش از گونهٔ من زر نپذیرد ۲
صد عمر به کار آید یک وعدهٔ او را
کس عمر ابد یک نفس اندر نپذیرد ۳
از دیده به بالاش فرو بارم گوهر
آن سنگدل افسوس که گوهر نپذیرد ۴
جان پیشکش او بتوان کرد ولیکن
بر جان چه توان کرد مزید ار نپذیرد ۵
پروانهٔ وصل از سر و زر خواهد مرفق
آن شحنهٔ حسن از چه سر و زر نپذیرد ۶
خاقانی اگر رشوه دهد خال و لبش را
ملک دو جهان خواهد و کمتر نپذیرد ۷
افغان چه توان کرد که داور نپذیرد ۱
زرگونهٔ من دارد و گر زر دهم او را
ننگ آیدش از گونهٔ من زر نپذیرد ۲
صد عمر به کار آید یک وعدهٔ او را
کس عمر ابد یک نفس اندر نپذیرد ۳
از دیده به بالاش فرو بارم گوهر
آن سنگدل افسوس که گوهر نپذیرد ۴
جان پیشکش او بتوان کرد ولیکن
بر جان چه توان کرد مزید ار نپذیرد ۵
پروانهٔ وصل از سر و زر خواهد مرفق
آن شحنهٔ حسن از چه سر و زر نپذیرد ۶
خاقانی اگر رشوه دهد خال و لبش را
ملک دو جهان خواهد و کمتر نپذیرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴ - هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد
گوهر بعدی:غزل ۹۶ - عشق تو چون درآید شور از جهان برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.