خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او چنان عمیق است که در دریای سودای معشوق غرق شده است. او از درد فراق و رنج ناشی از آن می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که معشوق نیز در این طوفان عشق گرفتار است، اما فاصله‌ای عظیم بین آن‌ها وجود دارد. در پایان، شاعر اظهار می‌کند که معشوق او را با دیگری مقایسه کرده، اما تفاوت‌های عمیق بین آن‌ها را درک نکرده است.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۰ - دلم در بحر سودای تو غرق است

دلم در بحر سودای تو غرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است ۱

فراقت ریخت خونم این چه تیغ است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است ۲

جهان بستد ز ما طوفان عشقت
امانی ده که ما را بیم غرق است ۳

تو هم هستی در این طوفان ولیکن
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است ۴

اگرچه دیگری بر ما گزیدی
ندانستی کز او تا ما چه فرق است ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۹ - هر که به سودای چون تو یار بپرداخت
گوهر بعدی:غزل ۸۱ - بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.